عشق یعنی زندگی؟.....

عشق لحظه ای...

وبلاگ خنده بازار




سلام دوستان عزیز این وب دوم منه اگه دوست

 داشتین به این وب من هم سر بزنید خنده بازار


http://fc-perspolis2013.mihanblog.com/


[ پنجشنبه 19 بهمن 1391 ] [ 12:50 ق.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

دلـــمـ گـــرفتهـ

دلـــمـ گـــرفتهـ

یه وقــــتایی که دلت گــــرفته،

بغض داری، آروم نـیستی، دلت بـــراش تـنگ شده


حــــوصله هـیـچـکسو نــــداری


به یــاد لحظه ای بیفت کـه اون هــمه ی بی قــــراری هــای تــــو رو


دیــــــد، امـــــــا

چـشمـاشـو بست و رفــت. . .





[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

متـاســفـمـ

متاسفم

نه براے تو که دروغ برایــــت خـــود زندگیست

نه براے خودم که دروغ تنهـــا خط قرمز زندگیـــستــــ بـــرایم

متاسفم که چرا مزه ے عشـــــــق را

از دستـــــــــ تــــــو چشیــــدم

تا همیشه در شکـــــــــــ دروغ بودنش بمـــانم




[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

دَســتــهــایِ تـــُـو . . .

گــاهــی وقــتــهــا مــجــبــوری اَحــمـق بــاشـی !

رویِ کــاغـَـذ مــیــنــویــســم

دَســتــهــایِ تـــُـو . . .

و رویِ آن دســت مــیــکــشــم . . . !!!


+روز •دُختــ ـــر• مُبارڪ





[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

کاش هرگز تنها نبودم

هنوز هم تلخ می نویسم ؛

به گمانم هنوز هم تلخـ ـم !

براستی چرا اینگونه شده ام ؟

وقتی تنهـ ـا می شوم...

حرفـ ـم نمی آید...

افکارم جمع نمی شود....

آشفتـ ـه می شوم و نگران...!

راحت بگویم: تلخ می شوم...

مثل قهوه ی تلخی که با یک لیوان شکر هم قابل خوردن نیست!

دلـ ـم برای در کنار تو بودن تنگ شده !

برویم و تا چندی دور شویم از هیاهوی این شهر...

خوش بگذرانیم...

بخندی تا من هم کمی بخندم ...!

می دانی از وقتی که رفتی نخندیدم...

چه متغیر شده ام این روزها...

وقتی تنهایم عجیب احساس دوگانگی می کنم...

کاش هرگز تنها نبودم...

براستی چرا اینگونه شده ام ؟


+تابستوטּ هم خیلے شیڪ تموم شُــ ــد :|

+اَز فردا صُبح ســ ـرکلاس خوابیــ ـدنا شُروع میشہ :))

+اُمیدوارم سالہ تحصیلے خوبے داشتہ باشیم :)


عکس های عاشقانه و احساسی زیبا


[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

/

+خدـایا خـِیلی دِلـ ــتـَنگــَمــ ... دَستــ ــامـ ـو بِگیـــ ـــ ــر ...

+خدـایا دیگـ ــه ـهیـچ کَســـ ـے ــو ـنـــَدارَمــــ ...

+تَنهــ ــا چـیزے کــ ـہ مـ ـے تـ ـونـ ـہ آرومـَ ـم کُنـ ـہ آغوشـ ـ ـہ تـوِِ ...

+خَستــ ـہ اَمــ ... (دیگـ ـہ اَز تِکـ ــرارِ ایـن کَلَمـ ـہ ـهَمـ خَستــ ـہ شُدَمــ ...)

+اَز تَمامـــِ چــ ــِـرا ـهایــ ـے  کــ ـہ دَر ذِهنَمـــ بـ ـے جَوابـــــ ماندِـہ  ...

+اَز تَمامــِ حِـماقَتـــ ـهایـ ـے کــ ـہ نَدانِستــ ـہ کَردَمـــ ...

+خَستــ ـہ اَمـــ ، خَستــ ـہ تَر اَز اونـ ـے ، کـ ـہ بِتونَمـــ به ایـن بازے اِدامـ ـہ بـِدَمـــ ...


4c6dbfa88a1a1e



[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 09:28 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

چرا اینطوری شد اخه؟؟؟

چرا اینطوری شد اخه؟؟؟

یه روزایی
یه شبایی
به یه ادمای خاصی خیلی احتیاج داری
گوشیتو بر میداری شمارشو بگیری
اما میدونی بی فایدس
اینقدر دلگیرو دلتنگی که یهو بخودت میای
میبینی خیره شدی به یه صفحه ی خالی بیجواب
اشکات سرازیر شدن
بعد با خودت فقط یه جمله میگی
اون همه دوست داشتن

اخرش چرا اینطوری شد؟؟؟



+نوشتـــــــه هـ ـایم را مـی خوانیــــــ و می گـــــویی چهـ زیبــــــا....

راســـــــــــــــــــــتی!!!

درد هایـــــ آدم هــــــــــا زیـ ـبایی دارد؟!



[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

به سلامتی...

مـن به همـون شکلــی کـه آدمـــارو به "تــــوان" میــرسونـــم ..

بـه همــون شکــل هــم میـبــَــرمشــون زیــــر "رادیــــــکـــال" ..

پــس جــَــوگیـــر نـشـــو ..... !!





[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

˙·▪●*• به نام آنکه آفرید مرا * تا دوست بدارم تو را •*●▪·˙

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند ,گفته بودم مردم اینجا بدند

دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست ,آن عزیزت عهد و پیمانت شکست

دیدی ای دل در جهان یک یار نیست ,هیچ کس در جهان غم خوار نیست

نو بهار عمر را دیدی چه شد ,زندگی هیچ فهمیدی چه شد

دیدی ای دل دوستی ها بی بهاست ,کم ترین چیزی که می پای وفاست

ای دل اینجا باید از خود گم شوی ,عاقبت هم رنگ این مردم شوی

با تشکر از دوست عزیزم ˙·▪●*• دریا •*●▪·˙





[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

د♥لم میخواست...هـمـیـشـه د♥لم مـی خـواسـت بـدانم

د♥لم میخواست...هـمـیـشـه د♥لم مـی خـواسـت بـدانم


د♥لم میخواست...


د♥لم  مـی خـواسـت

 

هـمـیـشـه د♥لم مـی خـواسـت بـدانم

 

چـه حـالـی داری

 

وقـتـی کـه ایـن هـمـه

 

دوسـتـت دارَم♥ ؟ . . .



[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 09:07 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

تلنگر کوچکیست باران ...وقتی فراموش میکنیم آسمان کجاست ...

تلنگر کوچکیست باران ...وقتی فراموش میکنیم آسمان کجاست ...



تلنگر کوچکیست

باران ...

وقتی فراموش میکنیم

 آسمان کجاست ...



[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 09:07 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

از پیشم نرووو ...

* از پیشم نرو از دلم جدا نشو ...

* توی راه عشق یار نیمه راه نشو ...

* از پیشم نرو باورم کن عاشقم ...

* بی تو می میرم اسیره غصه و غم ...

* گوش کن حرفا مو من فقط می خوام تو رو ...

* گوش کن حرفامو این صدای خستمو ...

* چشمای خیسم میگه از پیشم نرو ...

* آرزوی من عشقو از چشمام بخون ...

* من دوستت دارم تا ابد پیشم بمون ...

* این دل خستم بدونه تو می گیره ...

* اگه نباشی از تنهایی می میره ...




[ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 07:27 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

˙·▪● جوجوی عاشق ●▪·˙

یه روزی روزگاری، یه جوجه ای بود کوچولو و بامزه، تپل و بانمک

این جوجوی مهربون دلش میخواست عاشق بشه

دلش میخواست با تمام وجود عاشقی کنه و کسی رو دوست داشته باشه

تا بالاخره یه روزی روزگاری یهویی یه بچه گربه رو دید و ناغافل یک دل نه صد دل عاشقش شد

عقل و منطق بهش میگفت این یه بچه گربست، نمیشه باهاش دوستی کرد، نمیشه عاشقش بود...

اما احساسش بر همه چیز غلبه می کرد و مانع از تصمیم درست می شد

می خواست گربه هه مال خود خودش باشه

بالاخره تصمیم گرفت صاحب جسم و روح بچه گربه بشه

به هر قیمتی بود با هم دوست شدن، سال های سال

چشماشو بسته بود و بزرگ شدن گربه رو نمی دید

رشد کردن ناخن هاشو نمی دید

روز به روز هم عشقش بزرگ تر و بیشتر می شد

از همه ی زندگیش برای گربه گذشته بود

جسم و روحش مال گربه هه بود، بااین که از یه جنس نبودن اما به هم وابسته بودن

عاشق هم بودن

جوجو بیشتر عاشقی می کرد

روزا چشماشو به عشق گربه باز میکرد و تموم روز به امید گربه بود و شب هم بایاد گربه می خوابید

اما گربه سرگرمی هاش بیشتر شده بودن و توجهش به جوجو کمتر

جوجو خودشو محدود کرد، دیگه با هیچکس نپرید

می خواست بهش خیانت نکنه

تو خونه می موند و به عشق گربه خوش بود

سخت بود اما بهش وفادار بود

خیلی دوستش داشت و از ترس این که عشقش رهاش نکنه دم نمی زد...

و حالا اون جوجو بزرگ شده... برای خودش مرغی شده...

گربه هم بزرگ شده بود و دیگه هیچیشون با هم هماهنگی نداشت

اما جوجو دیوانه وار گربه رو دوست داشت...

تصمیم گرفت همیشه عاشق گربه بمونه...

حتی اگه هیچ وقت بهش نرسه...

حتی اگه گربه فراموشش کنه...

حتی اگه تنها بمونه...



[ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 07:26 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

نمی دانم...

* ... نمی دانم که او دانست دلیل گریه هایم را ... *

* ... نمی دانم که او حس کرد حضورش در سکوتم را ... *

* ... فقط می دانم که ز عاشق بودنش مستم ... *

* ... وجود ساده اش بود که دل بستم ... *




[ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 07:26 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

من که فقط عشقت را می خواستم .........

* من که فقط عشقت را می خواستم  در دلت یه ذره جا می خواستم

 * چو غریبی ساده و بی ادعا مثل تو  ,  یک آشنا می خواستم

 * آمدی اما به وقت رفتنت  ,  ماندنت را از خدا می خواستم

 * من برای اشک هایم یعد تو  ,  قدر یک دریاچه جا می خواستم

 * دل تنگی تنها نصیب من بود  ,  از تمام زیبایی هایت ...



[ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 07:25 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

این همه عاشق بودم تو نفهمیدی ღ

  ... کاش از اول می دونستم ..

... کاش از اول می دونستم تو ماله دیگرونی ، کاش از اول می فهمیدم تو با من نمیمونی ...

... کاش از اول می دونستم تو سهم من نمیشی ، کاش می فهمیدم که تو از عشق من گریزونی ...

... از فکر و قلبم تو نمیری که به همین زودی ، تو اون فرشته پاکی که من فکر می کردم نبودی ...
 
... میدونم هرجا که هستی با هرکسی نشستی ، به راحتی فراموشم میکنی تو به زودی ...

... این همه عاشق بودم تو نفهمیدی ، با تو صادق بودم تو نفهمیدی ...
 
... من که عاشق بودم تو نفهمیدی ، با تو صادق بودم تو نفهمیدی ...
 
... کاش از اول می فهمیدم تو مغروری ، کاش میدونستم از دنیای من دوری ...

... کاش آروم آروم از قلب من میرفتی ، چه دروغای شیرینی به من میگفتی ...

... این همه عاشق بودم تو نفهمیدی ، با تو صادق بودم تو نفهمیدی ...

... من که عاشق بودم تو نفهمیدی ، با تو صادق بودم تو نفهمیدی ...

  ... کاش از اول می دونستم ..

.

                                

   تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com                  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

                              



[ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ HAMID hamida250@yahoo.com ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 11 :. [ ... ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ ... ]